شاه محمود داعى شيرازى

92

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

نبوت و ولايت . از اين رساله گرايشات شيعى شيخ به خوبى آشكار مىشود : « پس به اعتبار اطلاق اسم ولى بر على بعد از آنكه به مقتضاى « لا نبىّ بعدى » نبوت مقيده بر مصطفى ختم شده بود ، و ولايت مقيده كه نه نام ولايت داشت بلكه به سمت صلاحيت مذكور مىبود بر على ختم يافته و از ولايت خاصه على ابتداء دورى در ظهور ولايت مرتضويه‌ى علويه مفروض آمد ، و على چنان كه به اعتبار ولايت مقيده عامه خاتم الاولياء بود ، به اعتبار ولايت خاصه‌ى خود آدم الاولياء گشت . و ولايت او را ظاهرى و باطنى مفروض افتاد . اشخاص اهل بيت حاملان ولايت باطنه‌ى علويه شدند ، و اشخاص مشايخ حاملان ولايت ظاهره‌ى علويه و در اطراف اهل بيت ، ولايت باطنه را نورى و سرّى بود ؛ حسينى و ائمه معصومين از اولاد او عليهم السلام سرّ ولايت باطنه آمدند . . . و امام محمد مهدى را كه خاتم الولايه خوانند به اعتبار ختم ولايت خاصه‌ى علويه آن نسبت دارد » . رساله‌ى بيان عيان شاه داعى نيز به تبيين توحيد و وحدت عارفانه اختصاص دارد . رساله‌ى لطائف نيز به مسئله تقدير و جبر و اختيار مىپردازد . و به حق كه در عين كوتاهى دربردارنده نكاتى بس سودمند و ارزشمند است . رساله‌ى ديگرى نيز از شاه داعى در دست است كه در واقع ترجمه‌ى رساله‌اى عرفانى از رسايل محيى الدين ابن عربى است . از شيخ رساله‌اى نيز در شرح بيت ذيل باقى مانده است :